چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"

مـטּ هر روز و هر لحظـﮧ نگرانت مے شوم

کـﮧ چـﮧ مے کنی؟

کجایے ؟

در چـﮧ حالے؟

پنجره اتاقم را باز مے کنم و فریاد مے زنم

تنهاییت براے مـטּ

غصه هایت براے مـטּ

همـﮧ بغض ها و اشکهایت براے مـטּ

تـو فقط بخند..

آنقدر بلند تا مـטּ هم بشنوم

صداے خنده هایت را

صداے همیشـﮧ خوب بودنت را...
♥♥
 
..........................................................
من با تو فاصله ای ندارم !

مـثـل هـوا

کـنـارت هـسـتـم ...

فـقـط ، کـمـی مـرا نـفـس بـکـش

" حبسم کن درون سینه ات ...! "
 
 



مـی خـواهم ,

با یاد ِ

شانه های تو،

بخوابم..

و

دیگر

بیـدار نشوم !
................................................................
 
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...

تظاهر به بی تفاوتی،

تظاهر به بی خیـــــالی،

به شادی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست...

اما . . .

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
 
 
 
 

زنــ ــدگـی ام را از مــن نـ ــگیـر ...

دستـانـش را محکـم بگیـر

بغلـش کـن . . . ببـوسـش . . . روی پاهـایش بشـین

دستـانت را دور گـردنـش حلقــه کـن

نمـیدانـی . . . تمـام بودن هـایت بـا
او

رویـای مـن اســت

....

حجم ِ בلتنگـﮯ ـهايَـ م
آنقدر زيــآد مـﮯ شـوב
ڪــﮧ دنيــا با تمامـ ِ وسعتش برايَــ م تنگ مـﮯشوב
בلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ گردش ِ روزگارش
بـﮧ مَــ טּ ڪـﮧ رسيـב از حرڪـت ايستاב
دلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ בلتنگـﮯـهايَـ م رـآ نديـב
בلتنگ ِ خوבمـ
خوבے ڪـﮧ مدتهاست گم ڪـرבه ام

...............................................................................

خواستی من نباشم ؟

میروم . . .

اما خوب میدانم ،

در آینده ای نزدیک ;

میان بازوان ِ او
به تمام ِ سال های بودنم فکر خواهی کرد . . !!!



 
خـدایـ ــا جـانـ ــم را بــ ـگــیـر ...


ولـ ــی . . . !

زنــ ـدگـی مـن اوسـ ــت

تـو را بــ ـه او قـ ــسـم ... !

زنــ ــدگـی ام را از مــن نـ ــگیـر ...
 
 

تیلور لاتنر (جیکوب)

چندتا عکس قشنگ از تیلور !

اگه خواستید ببینید به ادامه مصلب برید

ادامه نوشته

هميشه بـايد کسـی باشد

هميشه بـايد کسـی باشد کـــه معني سه نقطههای انتهای جملههايت را بفهمد ...

هميشه بـايد کسـی باشد

تا بغض هايت را قبل از لرزيدن چانهات بفهمد

بايد کسی باشد

کـــه وقتي صدایت لرزيد بفهمد

کـــه اگر سکوت کردی ، بفهمد ...

کسی بـاشد

کـــه اگر بهانه گيـر شدی بفهمد

کسی بـاشد

کـــه اگر سر درد را بهانه آوردی براي رفتـن و نبودن

بفهمد به توجّهش احتياج داری

بفهمد کـــه درد داری

کـــه زندگی درد دارد

بفهمد کـــه دلت برای چيزهای کوچکش تنگ شده است

بفهمد کـــه دلت برای قدم زدن زيرِ باران ...

برای بوسيـدنش ...

برای يک آغوشِ گَرم تنگ شده است

هميشه بايد کسی باشد

هميشه

درد آورترین

April 25, 2010

Dear…What the hell? I guess…Diary? Jeez, that sounds feminine.

Being carefree became accustomed to the Cullens, and myself. After the big sha-bang with the Volturi, they’ve left us alone.


We now live in New Hampshire. We moved there seven and a half months after we beat the old sags. I live down the road from the Cullens’ mansion, and it’s very convenient for me, allowing me to see Nessie everyday.

Today is Nessie’s sixth birthday. Her aging has slowed a lot, but she looks like a very mature fifteen year old. Over the years, we’ve grown even closer to each other than we were in the first place. I’m glad, because now that she goes to high school, I can sense guys will be all over her.

Edward seems unhappy about her maturing, probably because of me, and is always scowling when he hears my thoughts about Nessie, but he restrains himself half the time. I think it’s finally dawning on him; She’ll be grown up soon. Whether she chooses me or not, she will be matured, and he will have to let her go.


I need to go now, Nessie’s party is in fifteen minutes. I hope she likes the necklace I made her…

-Jacob

Uhq Megasized Taylor Lautner Jacob Twilight Twilight

Enlarge Image

 

دیشب سر راهم

تمام پولم را نمک خریدم !

میخواهم خودم را
عادت
بدهم

به
نمک
پاشیدن روی زخمهایی

که بقیه به تنم میزنند !...

آنوقت شاید
دیرتر
فراموشم شود

که وقتی میبخشمشان

تنم
هنوز زخمیست !

بله ...

باید تمرین کنم

کمی
کینه ای باشم !

بهترینــــم!
اِی دوستـــــ ،
یادگــــارِ دیـــــروز ،
دلـــــــِ من سیــــــر برایتــــــ تنگ است ...

..............................................................................................

دلم حضور مردانه می خواهد
نه اینکه مرد باشد
نه ...مـــــردانه باشد
حرفش
قولش
فکرش
نگاهش
قلبش و ...
آنقدر مردانه که بتوان
تا بینهایتِ دنیا
به او اعتماد
وتکیه کرد...

Taylor Lautner (بازیگر مورد علاقه ی من)

نام کامل : تیلور دنیل لاوتنر
تاریخ تولد : 11 فوریه 1992

محل تولد : گرند رپیدز (میشیگان)
حرفه : بازیگر – دوبلر
دوره ی فعالیت : از سال 2001 تاکنون

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  taylor-lautner-scream-awards-0.jpg
مشاهده: 1197
حجم:  35.4 کیلو بایت




لاوتنر در گرند رپیدز (میشیگان) به دنیا آمد ، مادرش دبورا کارمند یک کمپانی نرم افزار و پدرش دنیل لاوتنر خلبان خطوط هوایی تجاری بود . او تقریبا ریشه های هلندی ، آلمانی و فرانسوی دارد و به نظر می رسد که درصدی از نژاد آمریکایی های بومی ( سرخپوست ها) را هم داشته باشد ( مخصوصا Ottawa وPotawatomi ) که به نظر می رسد به خاطر اجداد مادرش باشد . او یک خواهر کوچکتر از خودش به نام مکنا دارد .

تیلور در هنرهای رزمی مهارت زیادی دارد ، او از سن شش تا سیزده سالگی به یادگیری کاراته پرداخت . وقتی یازده ساله بود در مسابقات جهانی ناسکا (کمربند مشکی) به مقام اول رسید و در سن دوازده سالگی قهرمان نونهالان جهان شد .



لاوتنر بازیگری را از سال 2001 شروع کرد و در برنامه ی تلویزیونی Shadow Fury ظاهر شد . متعاقبا او در سریال های تلویزیونی Summerland ،The Bernie Mac Show و My wife and Kidsبه ایفای نقش پرداخت . همچنین او در برنامه ها و سریال های دیگری از جمله The Nick and Jessica Variety Hours نیز بازی کرد . تیلور در فیلم American most talented Kids مهارت خود در هنرهای رزمی را نشان داد .

علاوه بر ظاهر شدن در برنامه های مختلف تلویزیونی ، او در صحبت کردن به جای شخصیت ها نیز بسیار موفق بود . لاوتنر در انیمیشن های Danny Phantom ، What’s New Scooby-Doo? و He’s a Bully Charlie Brown به جای بعضی از شخصیت ها صحبت کرد .



سال 2005 ، وقتی تیلور سیزده ساله بود نقش Shark Boy در فیلم The Adventures Of Shark Boy به کارگردانی رابرت رودریگز به او رسید . لاوتنر توانست مهارت خود در هنرهای رزمی را یک بار دیگر در فیلم The Adventures of Shark Boy and Lavagirl in 3-D را نشان دهد . او سه ماه در لوکیشن فیلم در آستین (تگزاس) بود اما در همین بین توانست به خوبی در نقش الیوت در فیلم Cheaper By the Dozen 2 به ایفای نقش بپردازد .

در اکتبر 2008 تیلور در نقش پسر کریستین اسلاتر در مجموعه ی تلویزیونی My Own Worst Enemy بازی کرد اما این برنامه ی تلویزیونی بعد از 9 اپیزود کنسل شد . سپس لاوتنر در فیلم Twilight در نقش کاراکتر جیکوب بلک که یک بومی آمریکایی بود بازی کرد . فیلمی بر اساس رمان پرفروش استفنی مایر . به دلیل اینکه کاراکتر جیکوب بلک در کتاب دوم (ماه نو) تغییرات مهمی در فرم بدنش داشت کارگردان فیلم ماه نو به این فکر افتاد که از بازیگر دیگری به جای لاوتنر استفاده کند . او برای اینکه این نقش را حفظ کند تمرین هایی را برای کشیده تر شدن اندامش انجام داد و نزدیک به سی پوند وزنش را اضافه کرد .



همچنین تیلور در فیلم Valentine’s Day در نقش تیلور بازی خواهد کرد .

زندگی شخصی :
تیلور تحصیلات دبیرستانی خود را در دبیرستان والنکیا تمام کرد و حالا کلاس های کالج را دنبال می کند .

فیلم شناسی تيلور لاوتنر :

سال 2001 :
Shadow Fury در نقش کیزمت
سال 2003 :
The Bernie Mac Show در نقش ارون
سال 2004 :
My Wife and the Kids در نقش تایرون
Summerland در نقش پسری که در ساحل هست
سال 2005 :
Cheaper by the Dozen 2 در نقش الیوت
Danny Phantom صداگذاری به جای شخصیت یانگ بلاد
Duck Dodgers صداگذاری به جاش شصخیت رژی
The Adventures of Shark boy and Lavagirl in 3-D در نقش پسر کوسه ای
What’s New-Scooby-Doo? صداگذاری به جای شخصیت های دنیس / ند
سال 2006 :
Love . Inc در نقش الیور
He’s a Bully Charlie Brown صداگذاری به جای شخصیت جو
سال 2008 :
Twilight در نقش جیکوب بلک
My Own Worst Enemy در نقش جک اسپیوی
سال 2009 :
New Moon در نقش جیکوب بلک
سال 2010 :
My Valentine’s Day در نقش تیلور هرینتون
Eclipseدر نقش جیکوب بلک

چقدر کم توقع شده ام

 
 
 
چقدر کم توقع شده ام

نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را..

همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست

مرا به آرامش می رساند….

حتی اصطحکاک سایه هایمان… کافیست

من کجای این نمایشم ؟

 
 
حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی،

به نبودنم مشکوکی ، در بودنم مردد ،

از هیچ گلایه میسازی ، از همه چیز بهانه ........

من کجای این نمایشم ؟

میتــــرسم…

میتــــرسم…
میترســم کســـی بــویِ تنـــت را بگیـــرد،
نغمـــــه دلـــت را بشنـــــود،
و تــــــو، خـــو بگیــــری بــه مانــدنــــش!
چــــه احســـاس ِ خــط خطـــی و مبــهمی ست،
ایــــن عاشقـــــانـــه های ِحســـــودیِ مـــن!

مــــَـــرבے ؟؟

مــــَـــرבے ؟؟

هــرچـقــבر مــــغـــــرور ... !

هــرچـقــבر صــــــــآدق ... !

هــرچـقــבر ωـــــــآده ... !

هــرچـقــבر جــَــذاب ... !

هرچقــבر مـَـڪــآر ... !

בرωـــــــت . . .

امــآ گـآهـے

بــراے فــتـح یـڪـــ وجــب از جـغــرافـیــآےِ زטּ

بــآیــב بــﮧ زانـــو بــیـفــتــے ... !!

هـــــــمین که عشق باشد

آن هـــــــم در حوالی تو

هر چقـــــــدر هم که پاییز باشد

بــــــــــــــهاری ترین هوا سهم من است


 

خواستم چشمهایش را از پشت بگیرم......
دیدم طاقت اسمهایی که میگوید را ندارم

 

زیـباتـرین سکـانس هـای تـاریخ سینمـای من

 

زیـباتـرین سکـانس هـای تـاریخ سینمـای من




سکـانس پـر تعلیـق فیلمـی بـود


ڪـه نـَه بر پـردهء سینمـا



ڪـه بر دستـه های ِ صنـدلی مـان مـی گذشت !!


بـه یـاد داری



آن روز را


ڪـه دستِ من



،بـا شـرم ،

خیـس از عَرق


و پـُر هـراس از نگـاه کنتـرلچـی ،



در تـاریکـی




انگشت هـای ِ نـازک تـو را می جـُسـت ...!


چشمانتان را باز کنید ، خوب بگردید .

شاید جایی در رابطه عاشقانهء شما هم نوشته شده باشد :


made in china

از سکوتــم بتــرس ...!
وقتــي که ساکت مي شوم ...
لابـد همــه ي درد دل هايــم را بــرده ام پيش خدا ...
بيشتر که گوش دهــي ..
از همــه ي سکوتــم .. از همــه ي بودنــم ..
يک "آه" مي شنـــوي ...

و بايد بترســـي ..
*از "آه" مظلومـــي که فريادرســي جز خدا ندارد* ...

تنهایی که طولانی میشه معیاردوست داشتن آدمهاهم عوض میشه .....
یهومیبینی گلدون شمعدونی کوشه اتاقشو با کل دنیاهم عوض نمیکنه ....
.................................................................................................................
 
تنهاییم را پک میزنم
تا ریه هایم زندگی را کم آورد
و این طور ...

شرعی ترین خودکشی را تجربه میکنم ...
..............................................................................................
 
خیلی وقتها خیلی دیر آدمهای اطرافت را میشناسی …
آونوقت تازه یاد میگیری به خیلی ها بگویی “لطفا جلوتر نیا
 
 
اینجا همه خوبند ، خیالت راحت !
من مانده ام و چهارتا هم صحبت
این گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم
من ، عشق ، خدا ، عقربه های ساعت …
............................................................................
 
هر چه بی وفایی کرد ...

به دل خوش بودنش گفتم ...

این نیز بگذرد ........

لعنت به من .........

که حتی یک بار با خود نگفتم ...

او نیز بگذرد .........
...................................................................
 
این روزهـا .. همه ادعا دارن طعم خیانت را چشیده انـد .
. همه ادعا دارن که بـدی را به چشمـ دیده انـد .. همه ادعا دارن که تنــهایی را کشیده انـد .. پـس کیـست کـه ایـن دنیـا را به « گنــــد » کشیده استـ ... ؟ شایـد منـــــــــــم ....!!!

بیا سیب را با هــــــــم گاز بزنیم...
..گـــــــــور پدر بهشت..!..
بهشت من آنجاست کــــــــــــه تورا به آغوش می کشم و.....
ساعت ها در هـــــــــــــرم نفسهایت حبس می شوم

براي دل من
هميشه "تــو" خواهــــي ماند...
حتي اگر ..............
مخاطب تمام اين نوشته هايم " او " شونــــد

....................................................................................

غفلت كرده اي مادر...
پشت يك قلب عاشق...
فرزندت آرام آرام ميميرد و تو...
فراموش كردن را به من نياموختي...

تولدت مبارک عشقم

روز میلاد توست و من همچنان در آرزوی لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
تو را در آغوشم بفشارم و با عشق بگویم تولدت مبارک

تولدت مبارک عشقم

تو وجودت واسه من یه معجزه ست
مثل تو هیچ کجا پیدا نمیشه
روز میلاد قشنگت میمونه
توی تقویم دلم تا همیشه
تولدت مبارک

تولدت مبارک عشقم

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netچه لطيف است حس آغازي دوباره ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netچه زيباست رسيدن دوباره تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبه روز زيباي آغاز نفس كشيدن ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netو چه اندازه عجيب است ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netروز ابتداي بودن ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netوچه اندازه شيرين است امروز ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netروز ميلاد تو ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netروز تو ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netروزي كه آمدي ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

۱۵دی تولد کسی که باید باشه ولی...

بــه چـــه آسانی

چقدر روی ِ بودنت حســــاس بودم و وســــواس !!


بــــازی روزگـــــــار را می بیــــنی...


دیدی بــه چـــه آسانی از زنــــدگــــی ام گـــم شدی...

آدمـ بـَرفے

آدمـ بـَرفے هــَم کـِه بـاشـے

دلـَت میـخواهد کـَسـے دَـ ر آغـوشـَت بـگیـرد ،

دلـَت مـیخواهد یـک نـَفـَر کـنارَت باشـَد ،

تــا گـَرمـَت کــُنـَد ، تـا آرامـَت کـُنـَد .

مــُهـِم نیـسـت آب شـُدـَטּ ... ، [ نیـسـت شـُدטּ ] ...

به زخمهایم مــے نگرے … ؟!

به زخمهایم مــے نگرے … ؟!

درد ندارند دیــــــــگر …

روزے که رفتـــــے ،

[ مرگ ] تمام درد هایم را با خودش بـــــــــرد !
مُرده ها کـــہ [ درد ] نـــــمے کشند … !

نقاشی سیاه قلم حرفه ای !

نقاشی سیاه قلم حرفه ای !





تکرار غریبانه روزهایت

آنه ! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشمهایت ، در پشت پرده های مه آلود اندوه ، پنهان بود.
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات
از تنهایی معصومانه دستهایت
آیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایت
و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی ات
حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود ؟
آنه ! اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری
در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی
و آینک آنه ! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ، در انتظار توست!!!

از من فاصله بگیر

از من فاصله بگیر…

هر بار که به من نزدیک میشوی…

باور میکنم هنوز میتوان زندگی را دوست داشت...

از من فاصله بگیر…

خسته ام از امید های کوتاه…

از زندگی در خیال…

 

حســــــرت!

حســــــرت!
یعنی رو به رویــــــــم نشسته ای
و باز خیســـــی چشمـــانـــم را،
آن دستمال خشک بی احساس پاک کنـــــد
حســــــرت!
یعنی شانه هایت دوش به دوشـــــــم باشد
اما نتوانــــم از دلتنگی به آن پناه ببـــــــرم
حســــــرت!
یعنی تــــو که در عین بـــــــــودنت
داشتنت را آرزو می کنــــــــم…!

مــــَـــرבے ؟؟

مــــَـــرבے ؟؟

هــرچـقــבر مــــغـــــرور ... !

هــرچـقــבر صــــــــآدق ... !

هــرچـقــבر ωـــــــآده ... !

هــرچـقــבر جــَــذاب ... !

هرچقــבر مـَـڪــآر ... !

בرωـــــــت . . .

امــآ گـآهـے

بــراے فــتـح یـڪـــ وجــب از جـغــرافـیــآےِ زטּ

بــآیــב بــﮧ زانـــو بــیـفــتــے ... !!

گل و تگرگ .. سیاوش قمیشی



قصه منو غم تو
قصه گل و تگرگه
ترس بی تو زنده بودن
ترس لحظه های مرگه
ای برای با تو بودن
باید از بودن گذشتن
سر به بیداری گرفته
ذهن خواب آلوده من

************

همیشه میون قاب خالی درهای بسته
طرح اندام قشنگت
پاک و رویایی نشسته
کاش میشد چشام ببینن
طرح اندام تو داره
زنده میشه جون میگیره
پا توی اتاق میزاره

*************

کاش میشد صدای پاهات
بپیچه تو گوش دالون
طرف دالون بگرده
سر آفتاب گردونامون
کاش میشد دوباره باغچه
پر گلهای تو باشه
غنچه سفید مریم
با نوازش تو واشه

*************

کاش میشد اما نمیشه
نمیشه بیای دوباره
نمیشه دستات تو گلدون
گلای مریم بزاره
کاش میشد اما نمیشه
این مرام روزگاره
رفتنت همیشگی بود
دیگه برگشتن نداره

علیرضا - وابستگی

تماشا کن این لحظـــه هــایی رو که
دارن خیس میشن چشام روبه روت

نشستم بگیرم با این گریــــه هـــام
جـــــواب سوالامـــو از ایـن سکـــوت

ببـین رو بــــه روی تــــو زانــــــو زدم
نمیخوام با این غصـــــه ها سر کنم

نشستــــم همینـــجا ببینم تـــــورو
ببینــــــم تو رو بلکـــــــــه باور کنــم

با اینکـــــــه کنـــــــــــارم نمیبینمت
با اینکــــــه نمیخــــوای چیزی بگی

کــــــنار تــــــــو آرامشی بـا منـــــه
که مشکـــوک میشم به وابستگی

سرم روی این خـــــــــاک میمونه تا
نگی توی گـــــوشم بخشیــــــدمت

شبیه همون لحظــــه هایی شدی
که هر شب تو رویـــــام می بینمت





حس مبهم .... گوگوش جون



تو به این معصومی تشنه لب آرومی
غرقه عطر گلبرگ تو چقد خانومی
کودکانه غمگین، بی بهانه شادی
از سکوتت پیداست که پر از فریادی
همه هر روز اینجا از گلات رد میشن
آدمایه خوبم این روزا بد میشن
تویه این دنیایی که برات زندونه
جایه تو اینجا نیست جات تویه گلدونه
غرورمو ببخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشکه تو شبیهه شبنمه
همیشه تو نگات یه حسه مبهمه
همین لحظه همین ساعت همین امشب
که تاریکی همه شهرو به خواب برده
یه سایه رو تنه دیواره این کوچه س
تویی و یک سبد گلهایه پژمرده
همه دنیا به چشمه تو همین کوچه س
هوایه هر شبت یلدایی و سرده
کجاست اون ناجیه افسانه ی دیروز
جوونمرده محل ما چه نامرده
چه نامرده
غرورمو ببخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشکه تو شبیهه شبنمه
همیشه تو نگات یه حسه مبهمه
چه صبورانه تحمل میکنی
غفلت بی رحمه مارو دخترک
ما داریم گلاتو آتیش می زنیم
تو داری با التماس میگی کمک
کمک
غرورمو ببخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشکه تو شبیهه شبنمه
همیشه تو نگات یه حسه مبهمه