دیشب سر راهم
تمام پولم را نمک خریدم !
میخواهم خودم را عادت بدهم
به نمک پاشیدن روی زخمهایی
که بقیه به تنم میزنند !...
آنوقت شاید دیرتر فراموشم شود
که وقتی میبخشمشان
تنم هنوز زخمیست !
بله ...
باید تمرین کنم
کمی کینه ای باشم !

بهترینــــم!
اِی دوستـــــ ،
یادگــــارِ دیـــــروز ،
دلـــــــِ من سیــــــر برایتــــــ تنگ است ...
..............................................................................................
دلم حضور مردانه می خواهد
نه اینکه مرد باشد
نه ...مـــــردانه باشد
حرفش
قولش
فکرش
نگاهش
قلبش و ...
آنقدر مردانه که بتوان
تا بینهایتِ دنیا
به او اعتماد
وتکیه کرد...
نه اینکه مرد باشد
نه ...مـــــردانه باشد
حرفش
قولش
فکرش
نگاهش
قلبش و ...
آنقدر مردانه که بتوان
تا بینهایتِ دنیا
به او اعتماد
وتکیه کرد...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 10:21 توسط setare
|
بــــــــدان ..."حــــــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــــوای" دیگری برود ...