خدایا

دُختری پشت یک هزار تومنی نوشته بود:

پدرم واسه همین پولی که پیش توست

مرا یک شب به دست صاحب خانه مان سپرد..

خدایا چقدر میگیری شب اول قبر قبل از

اینکه تو سوال کنی من بپرسم چــــــــــــــــــــراا؟ ؟؟

دستهایم را محکمتر فشار بده نازنینم

کاش میشد چشمانم را می بستم و اول زمستان باز میکردم . . . .
امسال بی تو تحمل نبودنت را در پایِیز ندارم


مهم نیست عمر کوتاه باشد یا بلند . . .
مهم . . . مهم نفسهایی ست که بی تو بلند و با تو کوتاه کشیده میشود. . .


به قول فروغ شهامت میخواهد سرد باشی و گرم بخندی . . .
آنقدر از حادثه پرم که وقتی به خانه میرسم تلویزیون لم میدهد روی کاناپه تا مرا تماشا کند . .


دستهایم را محکمتر فشار بده نازنینم . . .
اینجا خیلی ها سر جدایی تو و من شرط بسته اند . . .


سکوت

یعنی اما … یعنی اگر …

یعنی هزار و یک دلیل که “دل” میترسد بلند بگوید …


بازیگر شوم ،

آرامش را بازی کنم

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم

باز باید مواظب اشک هایم باشم

باز همان تظاهر همیشگی ” خوبم … ”


آنقدر در تـــــــــــو غــرق شـــده ام..
که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى

احســـاس خیانــت میـــکنم!!
عشـــــــــــق یعنى همین...

اینجاآرامگاه بغض های کهنه است.....
لطفل کمی سکوتـــــــــــــــ!!!
که اگر بیدار شوند
نفس گیرنـــــــــــــــــــــ ــــــــــــد،لعنتی ها!!!
 
 
کــــــــــاش
روزهــــــــــــای دلتنگی ِ مـــــــــن
مثل ِ “دوست داشتن های” تو کوتاه می شد
کــــــــــاش…
 
 
 
آهسته بیا

چیزی هم ننویس

نظر هم نگذار

همان که بخوانی بس است

من به بی محلی آدمها عادت دارم
 
 
دلم بهانه ات را میگیرد..
چقدر امشب حس میکنم نبود تورا..
صدایت در گوشم می پیچد و من میگویم:
جانم مرا صدا کردی؟
دلم تنگ است!‏
صدایم کن...
 
 

جاستینا - به این آزادی بخند

میخوام حرف بزنم ولی کوتاه
آخه میگن حرف اگه کوتاه باشه زودتر به دل میشینه
این چیزایی که میخوام بگم تحقییر نیس
بفهم حرفایی که میزنم یه تهدید نیس

ببین جنسه ضد من
برا ادامه ی نسل همه چشما به تواِ
همه دعا به دوره شکمه مادری که میخواد منقلب کنه
اگه تو بیرون بیای دنیارو مضطرب کنه
ببین جنسه ضد من من تثبیت نشدم
من واسه تو یه موجودم که تعریف نشدم
تو تو دسته کسی بودی که از جنسه خودمه
تو گوشت خونده خنده ی من جلفه یه ذره
اگه ساعتای آخر شب واسه من حرومه
اگه فحش خارو مادر اصن واسه من نبوده
اگه تعجب نمیکنن از بد بودنت
اگه هم خوابیات نشونه ی سر بودنه
اگه کرم درختیم که تو دنبالشی
اگه بزنیو بری به من میگن لاشی
اگه فرق نیاز من و تو هرزگی میشه
اگه تن واسه تو یه چیز بی ارزشی میشه
اگه خیانت تو عدم زنیت منه
اگه خیانت من خلاف طبیعت زنه
اگه بعضی وقتا پولو به تو ترجیح میدم
اگه وقتی به پول میرسی من تعویض میشم
اگه گرگایی که با ناموست میپرنو میدری
اگه خودت گرگ میشی واسه ناموس دیگری
اگه مهم میشه بکارتو جسارتم
اگه وقتی منو میخوای که تو اسارتم
اگه تو بهشتم باشی چشت سیر نمیشه
اگه "گلم خوش"نباشه دلت گیر نباشه
اگه همیشه دنبال یکی بهتر از تواّم
اگه وقت یائسگی دیگه خارج از دورم
اگه من باعث جهنمی بودنتم
اگه تو وجودت.اراده ای مونده یکم
بزا بگم یه عمره که تو اسارتی
میگن ذاتت همینه توهین به این راحتی
بخدا این اگه ها فقط واسه ارزشاته
قبول بی ارادگی دِ آخه بگو تا کی؟
یه بارم تو به هرزگیام مهره نه بزن
یه بارم تو از خوبیات بخونو حرف بزن

ببین جنسه ضد من به این آزادی بخند
بفهم ارزشتو مرد به این آزادی بخند

ببین جنسه ضد من به این آزادی بخند
بفهم ارزشتو مرد به این آزادی بخند
آره بخند...به این آزادی بخند....بخند

اين روز ها ................
دل های مچاله
اندیشه های مچاله
روابط مچاله
...
و آدمهایی که هنوز هم باهم خوب تا نمیکنند

ایــن الـتـمـاس آخــرم

هر جور میتونی بمون،من با تو سازش میکنم
هـر بار میگفتم نـرو،ایـن بار خواهش مـیـکنم

♫♫♫

بـا زخم تنهاتر شدن،محتاج تسکینم نکن
تنهاتر از من نیستی،تنهاتر از اینم نکن

♫♫♫

بـا گریه های هر شبم،دنبال مرحم نیستم
اینبار بشکن بغضمو،فـکـر غـرورم نـیـستـم

♫♫♫

کی گفته این خواهش منو،تو چشم تو کم میکنه
ایــن الـتـمـاس آخــرم،خـیـلـی بـزرگـم مـیـکـنـه

سر خاک من،


سر خاک من،

اونیکه بیشتر اذیتم کرد،
بیشتر گریه میکنه…

اونیکه منو نخواست،
بلاخره میاد دیدن جسدم…

اونیکه حتی نیومد تولدم،
زیر تابوتمو گرفته…

اونیکه سلام نمیکرد،
میاد برا خداحافظی…

عجب روزیه اون روز فقط حیف که خودم نیستم!

احمد شاملو

شگفتا که نبودیم
عشق ما
در ما
حضورمان داد
پیوندیم اکنون
آشنا
چون خنده با لب و اشک با چشم
واقعه ی نخستین دم ماضی


غریویم و غوغا
اکنون
نه کلامی به مثابه ی مصداقی
که صوتی به نشانه ی رازی
هزار معبد به یکی شهر
بشنو:
گو یکی باشد معبد به همه دهر
تا من آن جا برم نماز
که تو باشی


چندان دخیل مبند
که بخشکانی ام از شرم ناتوانی خویش
درخت معجزه نیستم
تنها
یکی درخت ام
نوجی در آبکندی
وجز این ام هنری نیست
که آشیان تو باشم
تخت ات و تابوت ات


یادگاریم و خاطره اکنون
دو پرنده
یادمان پروازی
وگلویی خاموش
یادمان آوازی


پروین اعتصامی

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی

فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم:

کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست؟

آن یک جواب داد: چه دانیم ما که چیست؟

پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت:

این اشک دیده من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است

این گرگ سالهاست که با گله آشناست

»» فروغ فرخزاد «««

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست