حـماقتِ انـسان

بـزرگترین حـماقتِ انـسان در زنـدگی،

 

لـبخند زدن بـه کـسی اسـت

 

کـه ارزش نـگاه کـردن هـم نـدارد...

 

 

صـورتی

من به
 

رنـگ صـورتی اعـتقاد دارم...

 

مـن مـعتقدم کـه خـنده بـهترین سـوزاننده ی کـالری سـت

 

مـن بـه بـوسیدن مـعتقدم، بـوسیدن زیـاد...

 

مـن مـعتقدم وقـتی کـه هـمه چـیز غـلط از آب درآمـد، قـوی بـاشم

 

مـن مـعتقدم کـه دخـتران شـاد، زیـباترین دخـترها هـستند

 

مـن مـعتقدم کـه فـردا روز دیـگری سـت و بـه مـعجزه مـعتقدم...

خـــــــــــاطــــــــرات دیروز

یک برگ دیگر از تقـــویـــم عمــــــرمــ را پاره می کنم

امــــروز هم گذشت

با مرور خـــــــــــاطــــــــرات دیروز

با غــــــم نبـــــــودنت
..

و سکـــوتی سنگین

و من شتـــــابــــــان در پی زمان بی هدف

فقط میـــــــــرومــ

..
فقط میــــدومــ

یاسها هم مثل من خستــــــه انــــد از خزان و سرما

گـــرمــی مهـــر تو را میخواهند

غنچه های باغ هم دیگر بهــــــــــــانــه میگیرند

میان کوچه های تاریک غربت و تنهـــــــــــایــی

صدای قدمهایت را می شنوم اما تــــــــو نیستــــی

فقط صــدایـــی مبهـــــم 

و مـــن بــــــاز فـــــــــــــرو میـــــریـــــزمــ

خاطره ات به جای تو

خاطره ات به جای تو

 

 

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای تو
حیف که مانده پیش من، خاطره‌ات به جای تو

 

رفتی و آشنای تو، بی‌تو غریب ماند و بس
قلب شکسته‌اش ولی پاک و نجیب ماند و بس

 

طعنه به ماجرا بزن، اسم مرا صدا بزن
قلب مرا ستاره کن، دل به ستاره‌ها بزن

 

تکیه به شانه‌ام بده، دل به ترانه‌ام بده
راوی آوارگی‌ام، راه به خانه‌ام بده

 

یک‌سره فتح می‌شوم، با تو اگر خطر کنم
سایه‌ی عشق می‌شوم، با تو اگر سفر کنم

 

شب‌شکن صد آینه با شب من چه می‌کنی؟
این همه نور داری و صحبت سایه می‌کنی

 

وقت غروب آرزو بهت مرا نظاره کن
با تو طلوع می‌کنم ولوله‌ای دوباره کن

 

با تو چه فرق می‌کند زنده و مرده بودنم
کاش خجل نباشم از زخم نخورده بودنم

 

دکتر افشین یداللهی

لــَـعـنـت

لــَـعـنـت بــﮧ روزهــآيــ ــے ڪــﮧ


دلـ ــت از פֿـــــُ ــــــدا هم پُــ ـــره . . . !!!

 

گل من

گل من ! تلخي حرفامو ببخش

كوچكي ها و بدي هامو ببخش

اگه كم تحملم سخت نگير

تو بخند و كودكي هامو ببخش

اگه قلب عاشقم سنگ شده

قلب بيچاره ي تنهامو ببخش

اگه غافل ميشه از تو چشم من

تو قصور سوي چشامو ببخش

تو كه دستات پر مهربونيه

وسعت خالي دستامو ببخش

واسه توصيف تو شعر من كمه

ضعف طبع من و شعرامو ببخش

[​IMG]​

مَنـ اَز اونـآم ...

مَنـ اَز اونـآم ...

کِــ اَگِــه شـآنـس دَرِخونَم و بِزَنِـه

هَمـون لَحظِهـ |هَندزفِری| تـــو گــوشَمِهـ ، نِمیشنَوَمـ :|

تنهـــــــــا نمیمانم نترس !

نبین تنهایم

تنهایی ام دروغی ست

شهری ست شلوغ توی دلم

پر از آدم هایی که همه شان منم

پر از آدم هایی که همه شان تویی

من دوست بارانم

با خیال راحت برو

من تنها نمی مانم


تا عشق تو آمد

تا عشق تو آمد در قلبم، تو رفتی ، تا آمدم بگویم نرو ،رفته بودی ، 

تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم ...


بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته!

بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته!
مردهای چشم چران ، زن های خائن
پسرهای شهوتی ، دخترهای پول پرست

پس چه شد؟
چیدن یک سیب و اینهمه تقاص؟!
بیچاره آدم ، بیچاره آدمیت
 
 
و من هنوز عاشقم
آنقدر که مي توانم
هر شب - بدون آنکه خوابم بگيرد
از اول تا آخر بي وفايي هايت را بشمارم
و دست آخر
همه را فراموش کنم
آنقدر که مي توانم
اسمت را
روي تمام آبهاي دنيا بنويسم
و باز هم جا کم بيا ورم
آنقدر که مي توانم
شب ها طوري به يادت گريه کنم که
خدا جايم را با آسمان عوض کند!
و من هنوز عاشقم
آنقدر که ميتوانم
چشم هايم را ببندم
و خيال کنم:
هنوز دوستم داري
 
بعضی وقت ها خداحافظ
یعنی : نذار برم ...
یعنی : برم گردون..
یعنی : سفت بغلم کن.. و
سرمو محکم بچسبون به سینه ات و
... بگــــــــــو :
خداحافظ و کوفت ..
خداحافظ و زهر مار..
بیخود کردی میگی..
خداحافظ !
دفعه آخرت باشه !!
مال خودمی ..
 

جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام “زندگی ام”