هرچند نمیدانم
خواب هایت را با که شریک میشوی
اما هنوز
شـریک تمام بیخوابی های من تـویی

...........................................................

بی قراری هایم ... شب گریه هایم ... دلتنگی هایم ... نگرانی هایم ...
همه و همه دلایلی هستند برای آنکه باور کنی عــاشقــ♥ــم!

.............................................................................

از خدا پرسیدم اگر در سرنوشت ما
همه چیز را از قبل نوشتی...
آرزو کردن چه سودی دارد؟
خداوند گفت: شاید در سرنوشتت
نوشته باشم هرچه را آرزو کرد...

.....................................................................

" ﺯטּ " ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﭘـآیِ ﻋﺸـقمـ ﻧﺎﯾﺴﺘﻢ!

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﯼ " ﺯُﻟﯿﺨـآ " ﺁﻣﺪﻩﺍَﻡ...

ﺁﻧﻘﺪﺭ عشقـَت ﺭﺍ ﺟـآﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ

ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐَﻒ ﺑﺰﻧﺪ!

......................................................................

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم…

نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم…

برای اینکه نگذارم آنها بیایند…