بــودنـت را دوسـت دارم .
وقتـــے پنجــﮧ در کمـرم حلقـﮧ مــے کنـے . .
و بــﮧ آغوشت سفت مـرا مــے فشـارے . .
و وادارم مــےکنے . .
که بــﮧ هیچکس فـکـر نکنم . .
جــز تــو


سال ها دویده ام ...
با قلبی معلق ...
دیگر طاقت رویاهایم را ندارم ...
دلم رسیدن می خواهد ...


عشق همیشه جوری می آید که تو نمی فهمی
و جوری می رودکه تمام دنیا می فهمند
بد دردی است
عاشقی …!


زیبا است که ببینیم کسی لبخند می زندو زیباتر اینکه بدانی خودت باعث لبخندش شده ای ...
 

 
نــه التماسـ می کنـم

نـه خیره خیـره نگــاهتــــ

فقـط آهـ می کشـم و سکــوتــــ میکنـــم

همینــــ آهـ برای تمــام زندگیتــــ کافیستـــــ
 

 
از دردهایم شعر می چکد...

از جنس بغض هایی
که زیر انبوه فریاد ؛ سکوت کرده اند!

خدا نخواست........
قسمت نبود...........
ایشالا خوشبخت بشه.......
اما برای یک بارهم که شده کسی نگفت پس دلت چی......


 
کسی هست آغوشش را،
شانه هایش را
به من قرض بدهد !
تا یک دل سیر گریه کنم؟!
بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی ؟