سخته... سخته وقتی بعد از ماهها جدایی...
بعد اون همه کلنجار رفتن باخودت...که بدون اونم میشه زندگی کرد

وقتی تمام یادگاریاشو ریختی رفته...
تا به خودت ثابت کنی هیچ چیزی وجود نداره که خاطراتتو به یادت بیاره
وقتی با سرگرمیهای مختلف حواستو پرت میکنی
وقتی میری کنار کسی که دوستت داره که شاید با محبتش گذشتت یادت بره
سخته بعد از این همه درد کشیدن...
به یه مهمونی بری و ببینی...
یکی دیگه به تکیه گاهت تکیه داده
بری و شاهده عشق دوطرفشون باشی...
و تو یمونی و حسرت... حسرت روزهای خوشی که حالا مال دیگریست...